محمد مهريار

4

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

كثيف پر از فضولات آدم و دام و عده‌اى زحمتكش در صحرا و زنهايى در بيغوله‌هايى به اسم خانه و بچه‌هايى بسيار در كوچه و شايد با يك مدرسه و گرمابه‌اى و يكى دو سوداگر و بقال در زير سايبانى برآورده از شاخه‌هاى برگ‌دار خشك بيد در جلو دكان بقالى كه خود بيغولهء تاريكى بيش نيست و ديگر همين و همين . در چنين محلى پژوهشگر از چه‌كس و چه چيز دربارهء گذشتهء اين سرزمين و مردان آن جويا شود . مردمان و امكنه و بقاع در رودخانهء زمان و حوادث درهم غلتيده و طومار حيات و كارنامهء زندگانى آنها درهم نورديده شده است . اگر از اين پيش نامورانى كه از روستا برمىخاسته‌اند خود را همچنان به آن آبادى منتسب مىداشته‌اند و حداقل انتساب آنها به زادگاهشان ، خود يادآور خصوصيتى مىتوانست باشد ، امروز اين عادت هم از دست شده است و بزرگان قوم از انتساب خود به ديه‌ها نفرت دارند و سعى در اختفاى آن مىكنند . گفتيم كه اطلاعات ، مدارك و منابع ، دربارهء شهرها كم است و هرچه به ديه‌ها و روستاها برسيم از كم به كمتر مىگرايد تا به هيچ مىرسد . فى المثل ديه علىآباد را در نظر آوريد ( علىآباد خاصى را نمىگويم ) هيچ چيز از گذشتهء آن پيدا نيست و از اين‌گونه علىآبادها در اطراف ايران چه بسيار امكنه وجود دارد . مردم آن نيز اجداد و رويدادها و وقايعى را كه در زادگاه و محل سكونت آنها رخ داده است ، از ياد برده‌اند . مكرر نويسنده از ساكنان اين‌گونه ديه‌ها دربارهء گذشته و نياكان آنها پرسيده‌ام ، در پاسخم هيچ آگهى باز نداده‌اند ، از كسى مىپرسيدم : نامت چيست ؟ پاسخ مىداد : عبد الله و پدر عبد الله مثلا على و شايد پدر على ، كاظم و بعد ديگر هيچ و هيچ . اينان كه بوده‌اند ، چه كرده‌اند و بر آنها چه گذشته است ، هيچ معلوم نيست . انسانهايى بوده‌اند ، به جهان آمده‌اند و رفته‌اند ، نه نامى از آنها مانده است و نه نشانى . و اين خصوصيت به تقريب در همهء ديه‌ها و روستاهاى ايران شايع و رايج است . براساس اين انديشه‌ها از چندى پيش بر آن شدم كه يادداشتهايى دربارهء جغرافياى تاريخى ديه‌ها و روستاهاى ايران فراهم آورم تا رفته‌رفته تاريخچه‌اى براى آنها پديد آيد . در اين راه هر روشنى و اطلاعى كه طى سالها برايم فراهم مىآمد در پاره كاغذى مىنوشتم و همچنان نگه مىداشتم تا مگر روزى به كار آيد و از آن مجموعهء ناقص براى آن مجموعهء ناقص‌تر - ديه را مىگويم - گذشته‌اى پديد آيد .